پروان درست در شمال کابل قرار دارد، جایی که درههای کوهستان به دامنههای جنوبی هندوکش بالا میروند. قرنها راههای اصلی پایتخت به سوی شمال افغانستان از همین سرزمین میگذشت: نخست از درهٔ غوربند و از دههٔ ۱۹۶۰ به این سو از تونل زیر کوتل سالنگ. مرکز آن، چاریکار، در ارتفاع حدود ۱٬۶۰۰ متر بر سر راه شمال و در حدود ۶۵ کیلومتری کابل، در میان تاکستانها و باغها جای گرفته است.
درهها و رودها
قلب ولایت درهٔ غوربند است؛ دهلیزی دراز که حدود ۱۰۰ کیلومتر از پای کوتل شبر در غرب تا دهانهٔ آن در نزدیکی چاریکار امتداد دارد. ارتفاع بستر دره از حدود ۱٬۷۰۰ متر در شرق به بیش از ۲٬۵۰۰ متر در پای کوتل میرسد، و نامش احتمالاً به معنای «بند» یا مانع کوهستانی به سوی غور است. رود غوربند این دره را آب میدهد، در نزدیکی چاریکار به رود پنجشیر میپیوندد و هر دو با هم به رود کابل میریزند.
درههای فرعی چون سیاهگرد و درهٔ سیدان از دو سوی آن جدا میشوند. پیش از گشایش تونل سالنگ، راه جغلی غوربند شاهراه اصلی شمال بود و تا آغاز قرن بیستم در قریهٔ توتمدره، در دهانهٔ دره، از کالاهای تجارتی محصول گرفته میشد.
تاریخ و میراث
در دشتی که رودهای پنجشیر و غوربند به هم میرسند، ویرانههای بگرام نهفته است که دانشمند فرانسوی، آلفرد فوشه، در سال ۱۹۲۲ آن را شهر باستانی کاپیسا شناخت. به روایت زایر چینی، هیوانتسنگ، این شهر پایتخت تابستانی کنیشکا، پادشاه کوشانی، بود. کاوشهایی که از سال ۱۹۳۶ آغاز شد گنجینهای نامدار را آشکار کرد: عاجهای کندهکاریشدهٔ هندی، ظروف لاکی چینی، و شیشه و مفرغ از جهان روم؛ گواهی روشن بر تجارتی که کوشانیان میان هند، چین و روم پیش میبردند. بیشتر این گنجینه در موزیم کابل و بخشی از آن در موزیم گیمه در پاریس نگهداری میشود.
در درهٔ غوربند، نزدیک قریهٔ فندقستان، باستانشناسان فرانسوی یک صومعهٔ بودایی مربوط به اواخر قرن ششم یا اوایل قرن هفتم میلادی را کاوش کردند. قرنها بعد، در سال ۱۲۲۱، سلطان جلالالدین خوارزمشاه در پروان شکستی سخت بر لشکر مغول که در تعقیبش بود وارد کرد، پیش از آنکه خود چنگیزخان او را به عقبنشینی وادارد.
مردم و معیشت
پروان خانهٔ تاجیکها، پشتونها و هزارههاست. برای نمونه در غوربند، بیشتر روستاییان تاجیکهای سنیاند، پشتونهای شینواری در چند قریهٔ شرقی زندگی میکنند و هزارهها در بخش غربی اکثریت دارند. زبانهای دری و پشتو هر دو رایجاند.
کشاورزی و میوهداری پایههای اصلی زندگیاند. باغهای غوربند بادام، سیب، زردآلو، انگور، توت، شفتالو، ناک، انار، بهی و چارمغز به بار میآورند؛ انگور و زردآلوی اضافی خشک و فروخته میشود و برخی انگورهای تازه را در ظرفهای کوچک چوبی یا گلی نگه میدارند تا بیرون از فصل نیز تازه بمانند. چاریکار به انگورهای عالی و سفالگریاش و نیز به چاقوسازی و نقرهکاری شهرت دارد.
خوراک دره
چند غذای مشهور افغانی را از غوربند میدانند: شولهٔ غوربندی، برنج غلیظ و ماش که با قورمهٔ گوشت گوسفند و سبزی خورده میشود، و شوربای غوربندی که از گوشت گوسفند و سبزی پخته میشود. شوربای چاینکی این دره، که در سرایهای سر راه به مسافران داده میشد، آوازهٔ خوبی دارد، و قریهٔ آشاوه به پنیر خشکی به نام پنیر آشاوه مشهور است. توت تازه و خشک، یعنی توت و تلخان، بخشی از خوراک روزانهٔ مردم کوهستان است.